|
|
|
|
|
درود میخواستم در مورد مطلبی بنویسم که چند ساله مخم رو بدجور مختل کرده. و اون هم اینه که کار ادیانها این شده که گیر میدن به همدیگر!! من فکر میکنم دلیلش چند چیز میتونه باشه. مثلا یکی از انها این که ما خودمان نمیتوانیم دستوراتی که دینمان رو داده انجام میدهیم و میخوایم یه جورایی بندازیم گردن دینمون، مثلا من نوعی نمیتونم نماز بخونم میخوام بندازم گردن دینم یا با دینهای دیگه مقایسه کنم این رو میکنم بهونه. یا دین رو با خیلی چیزهای دیگه قاطی کردیم. مثلا سیاست. و خیلی چیزهای دیگه ..... میدونید من همیشه اعتقادم بر این بود که دین مهم نیست، اخه دینم یه نوع راه هست و ما از هر راهی که برسیم به مقصد پس این راه درسته. شاید این راهها بعضیاشون میان بر داره ولی ما که توی این راه دنبال یه چیز هستیم و همه ی این راهها ما رو به مقصد میرسونه ، و واقعا اگر راه اخر مهم باشه به نظر من پستی راه مهم نیست. بیاید به دین همدیگر احترام بگذاریم، اصلا بهتر بگم بیایم به عقاید همدیگر احترام بگذاریم. خیلی از من این سوال پرسیده شده که چرا اینقدر به ایران علاقه داری؟ من در جواب میگم. ایران!!!!! ایران!!!!!!!!! ایران که اصلا برای من مهم نیست، خاک ایران همانند دیگر کشورهاست. و تافته ی جدا بافته نیست. انچه مهم است این است که ما ملتمان نسبت به دیگر اقوام برتری داشته و انها بودند که دیگر اقوام رو به دوستی دعوت میکردند و انها بودند که اولین فرمان حقوق بشر رو صادر میکردند و راز موفقعیت انها این بود که به ادیان دیگر احترام میگذاشتن.(فکر نکنم جلب رضایت کسی را بتوان بهتر از احترام گذتشتن به مقدساتش به دست اورد و گذشتگان ما هم از این موضوع دور نبودند و خوب به این موضوع اگاه بودند) و من به خاطر همین هست که به گذشتگان حسودی میکنم. بیاید همانگونه که انها رفتار کردن رفتار کنیم تا دوباره کامیاب شویم. دوست من شاید نوع زندگی عوض بشه اما نوع رفتار خوب و یا زننده همیشه یه نتیجه رو به همراه داشته. بیاید به خود بیایم که ما ایرانی هستیم و نه اهل ایران.
موفق باشید بدرود |
||
|
+
نوشته شده در سه شنبه سوم مرداد 1385ساعت 0:33 توسط داریوش
|
|
||